دیروز جمعه بود  که  ، از خیابان عبور می‌کردم. شاید کمی جلوتر حالت  بوستان کوچکی بود که چند درخت جلوتر قرار داشت. در همان حوالی، ناگهان دو مرد را مشاهده کردم که خودرو را پارک کرده بودند.

 

وقتی از کنارشان عبور می‌کردم، نگاهی به من و وضعیت ظاهری‌ام انداختند و گفتند:

 

«تو اینجا چکار می‌کنی؟»

 

با آرامش پاسخ دادم:

 

«همسایه هستیم. چند خیابان پایین‌تر هستم، فلان جا.»

 

اما یکی از آنها، بدون اینکه از شخصی بپرسد یا موضوع را بررسی کند، گفت:

 

«دروغ می‌گویی و چنین مکانی وجود ندارد.»

 

آن روز کفش کهنه‌ای پوشیده بودم که برای پیاده‌روی عالی است، اما کمی خاکی و قدیمی شده بود. احتمالاً او هم نگاهی به وضعیت ظاهری من، لباس و کفشم انداخته بود . حس میکردم شاید در ذهن خودش تصور کرده بود که من فردی غریبه، و‌ ناشناس  هستم. سپس به آن دو مرد گفتم: «عمویی من هکتارها زمین دارد، و مثلا اگر بخواهد می‌تواند قصر و کاهی بسازد که صد برابر بزرگ‌تر از شهرک آپادانا در تهران باشد. یا حتی پسرعموی من و یا حتی دایی من هم هر کدام یک قصر بزرگ بسازند. فضای صحبت نیز تغییر کرد و نگاهشان نسبت به من متفاوت شد. بعد از آن، بدون ادامه دادن بحث  به آن دو مرد، به راه خودم ادامه دادم.

 

==========================================================================================

 

برای درک ساده از موضوع، یک مثال ساده می‌زنم :

 

شاید شهرک آپادانا در تهران حدود هزار خانه در آنجا باشد، و حدود ده هزار نفر در آنجا زندگی کنند. یعنی فقط اگر پسرعموی من یک قصر بسازد که ده برابر  از این شهرک آپادانا بزرگ‌تر باشد، یعنی در آن کاخ و قصر ساخته شده حدود صد هزار ساختمان و منزل ساخته شود و بیش از صد هزار انسان بتواند در آن زندگی کند حالا اگه سه کاخ و قصر را در نظر بگریم جمعیت ساختمان ها و انسان ها چند برابر بیشتر میشوند. شاید یک میلیون نفر در ان سه قصر بزرگ  بتوانند زندگی کنند.

 

 

اتفاقاً ساکنین شهرک آپادانا بارها از من پذیرایی و استقبال کردند. مدتی با کیک و آبمیوه از من پذیرایی کردند و در آنجا کلی انسان با محبت و خوب هستند که با آنها دوست هستم. علاوه بر آن، رابطه من با کارکنان شهرداری و پاکبانان و سایر اهالی عزیز عالی است. ‌حالا یکبار هم‌ شخصی  به من بی احترامی کند ناراحت نمیشوم و  من آن روز فهمیدم که حتی اگر کسی با ما رفتاری نادرست داشته باشد، بهتر است شأن خودمان را حفظ کنیم و با احترام پاسخ بدهیم.

 

البته تمام داستان رو دقیق نگفتم ، برای جزییات بیشتر میتونید از خود اون دو همسایه عزیز بپرسید ، یک جاهای از اون رو سانسور کردم ، 

😁😍❤️🐦❣️😂😂