**تیتر: چرا شغل رانندگی و مسافرکشی در ایران به «تلهی استهلاک» تبدیل شده است؟**
این روزها وقتی پای صحبت رانندگان تاکسی، اسنپ و تپسی مینشینیم، یک شکایت مشترک دارند: «این شغل دیگر صرف نمیکند؛ هزینهها بلعنده هستند.» بسیاری این موضوع را به قیمت بنزین یا تورم عمومی نسبت میدهند، اما حقیقتِ پنهان در لایههای فنی و جرمشناسانه، جای دیگری است. ما با یک «اقتصادِ خودخوار» مواجهیم که موتورهای خودرو را به عمد یا در اثرِ غفلتِ ساختاری، به سمت نابودی هدایت میکند.
**۱. روغن موتور؛ سلاحِ پنهانِ تخریب**
مشکل اصلی در زنجیرهی تأمین و توزیع روغنموتورهای غیراستاندارد نهفته است. این روغنهای بازیافتی و بیکیفیت که در بازار جولان میدهند، مانند یک «سمِ تدریجی» عمل میکنند. آنها نه تنها عمر مفید موتور را تا ۵۰ درصد کاهش میدهند، بلکه کاتالیزور، توربوشارژر و سنسورهای دقیق را پیش از موعد از کار میاندازند. رانندهای که با امیدِ تأمینِ مخارجِ خانواده وارد این شغل میشود، عملاً نیمی از درآمدش را به جیبِ مکانیکها، تراشکاران و بازارِ فروشِ قطعاتِ یدکی میریزد. این یعنی «مالیاتِ پنهان» بر شانهی کارگر.
**۲. اشتغالزاییِ پایدار در گرویِ استانداردسازی**
اگر زنجیرهی تأمین روغنموتور اصلاح شود و محصولات غیراستاندارد از بازار پاکسازی شوند، موتورِ خودروها به جای تعمیراتِ پیدرپی، سالها با راندمان بالا کار خواهند کرد. در این صورت، شغلِ رانندگی از یک «فعالیتِ زیانده و اضطراری» به یک «شغلِ پایدار» تبدیل میشود. وقتی استهلاکِ فنی کاهش یابد، حاشیهی سودِ راننده افزایش مییابد و این حوزه میتواند به عنوان یک پناهگاهِ معیشتیِ واقعی و سودآور، برای هزاران نفر از نیروی کارِ کشور جذاب شود.
**۳. از «تولیدِ قطعاتِ مصرفی» تا «صادراتِ موتور»**
واقعیتِ تلخِ امروز این است که ما انرژی و منابع ملی را صرف تولیدِ میلیونها قطعهی یدکیِ بیکیفیت میکنیم تا جایگزینِ قطعاتی شوند که به دلیل روغنِ تقلبی سوختهاند. این یک اتلافِ عظیمِ سرمایه است.
اما اگر این چرخه معکوس شود چه؟
اگر با اصلاحِ کیفیتِ روغن، عمرِ موتورها افزایش یابد، تقاضایِ کاذب برای قطعاتِ بیکیفیت از بین میرود. در آن زمان، ظرفیتِ تولیدیِ کشور به جایِ صرف شدن برای «تولیدِ قطعاتِ یدکیِ ارزان»، میتواند بر ارتقای استانداردِ موتورها و قطعاتِ اصلی متمرکز شود. در چنین شرایطی، ایران به جای اینکه واردکنندهی قطعاتِ بنجل باشد، میتواند به صادرکنندهی قطعاتِ خودرو و موتورهای استاندارد در بازارهای منطقهای تبدیل شود.
**نتیجهگیری:**
بازارِ روغنموتور و قطعاتِ یدکی، تنها یک بازارِ تجاری نیست؛ یک «مدلِ مهندسیشده برای خرابی» است. اصلاحِ این وضعیت، نه تنها هزینههای مردم را کاهش میدهد، بلکه مسیرِ اقتصادِ ایران را از «اقتصادِ تعمیری و مصرفی» به سمتِ «صنعتِ صادراتمحور» تغییر میدهد. مسئله، فقدانِ توانِ فنی نیست؛ مسئله، انتخابِ استراتژیک بین «سودِ حاصل از خرابی» و «اقتدارِ حاصل از کیفیت» است.


