جهانبخش و بمب نقلوانتقالاتی قبرس: از هلند تا لیماسول
خبرهای داغ از جزیره زیبا و سبز قبرس یه "بمب نقلوانتقالاتی" رو به گوش میرسونه که همه فوتبالدوستان رو شوکه کرده. درست شنیدید! علیرضا جهانبخش، کاپیتان تیم ملی ایران، بعد از چند سال درخشان (و البته بیشتر پر از افت و خیز) توی لیگهای هلند و انگلستان، حالا داره به سمت تیم آپولون لیماسول قبرس حرکت میکنه. طرفداران فوتبال قبرس این موضوع رو خیلی جدی گرفتن و سایت «۲۴ اسپورتس» قبرس با هیجان زیاد داره از این "بمب" مینویسه، طوری که انگار مسی یا رونالدو قراره با یه تیم دسته دومی قرارداد ببندند!
اینکه کاپیتان تیم ملی ایران، که یه زمانی آقای گل لیگ هلند بود و بچههای تیمهای برایتون و فاینورد همیشه از تبحر او در گرم کردن نیمکت میگفتند، حالا در ۳۲ سالگی (آخ، یعنی ۳۲ سالگی هم شد سن؟!) به سمت باشگاههای قبرسی میره، یه علامت سوال بزرگه. البته خود علیرضا هنوز به دنبال "ادامه حضور در فوتبال اروپا" است. انگار فرقی براش نداره که این اروپا هلند باشه، انگلستان یا حالا قبرس. برای او فقط مهم اینه که توی همون قاره بمونه، که البته این مسأله، تفاوت سطح فنی قبرس و هلند رو خیلی کمرنگ نمیکنه!
گزارشها نشون میده که مدیران آپولون به شدت امیدوارند که علیرضا جواب مثبت رو به این پیشنهاد بده. البته این که یک بال در فصل گذشته برای هیرنفین فقط ۳ گل و ۳ پاس گل زده، شاید برای یه مهاجم زیاد هم شگفتانگیز نباشه. ولی شاید هدفش این باشه که بیشتر توی پست دفاعی بازی کنه!
مدیران آپولون، که احتمالاً به شدت از کمبود بازیکن در پست بال رنج میبردند، علیرضا جهانبخش رو در صدر لیست نقلوانتقالاتی خودشون قرار دادند. جالبه که این در حالیست که علیرضا اخیراً پیشنهاد سه باشگاه بزرگ کرهای رو رد کرده بود. شاید کره خیلی "پیشرفته" به نظر میرسیده و علیرضا ترجیح داده توی یه اروپا با موتور وسپا تمرین کنه تا اینکه توی ترافیک سنگین سئول باشه!
در اوج دورانش، علیرضا جهانبخش در فصل ۱۸-۲۰۱۷ با ۲۱ گل زده بهترین گلزن لیگ هلند شد. حتی با فاینورد قهرمانی در اردویژه (فصل ۲۳-۲۲) و جام حذفی هلند (فصل ۲۴-۲۳) رو هم تجربه کرد. حالا این افتخارات در قبرس چه کاربردی پیدا میکنن؟ احتمالاً توی موزه آپولون کنار پیراهنهای کهنه و چند فنجان چای خشکشده نمایش داده خواهند شد!
در نهایت، این "بمب نقلوانتقالاتی" نشون میده که فوتبال اروپا گاهی باید برای حفظ "اولویت" بازیکنان حتی به "ازدواجهای" عجیب و غریب تن بده. شاید این "بمب" بیشتر شبیه یه "ترقه" بشه، ولی حداقل علیرضا میتونه توی ساحلهای لیماسول آفتاب بگیره و دوران اوج خودش رو یادش بیاره.